خانه / فرهنگی / قلم همنورد / ” اندر حکایت نصب تابلوی قله درفک “

” اندر حکایت نصب تابلوی قله درفک “

تابستان سال ۷۸ پس از زحمات فراوان آقا “رضا فرحمند ” عزیز که با پیگیریهای مداوم آقای راحلی همراه بود ، تابلوی یادمان عزیزان درفک آماده شد .
در ابتدای صبح یک روز گرم اوایل تابستان ، آقایان فرشید عابدی ، نادر قلیزاده و خانمها سهیلا مرادی و نسرین اسرافیلیان به همراه من پس از هماهنگی های لازم برای نصب تابلو بر فراز قله درفک رهسپار رستم آباد شدیم . در آنجا نیز با هماهنگی قبلی ، توسط یک ماشین جیپ قرمز که صاحبش علی آقا نامی بود با کلی وسایل از قبیل سیمان ، شن ، وسایل ابتدایی بنّایی ، مقداری آب و خود تابلو به سمت درفک راه افتادیم . آن زمان جاده از سه راهی روستای دفراز به بعد خاکی بود و پایین و بالا رفتن مداوم ماشین جیپ کلی موجب سرگرمی و البته قدری هم خستگی ما شده بود. سرانجام پس از گذشتن از روستاهای متعدد و عبور از ” اربوناو” و “کفتر چاک” به منطقه مسطح مشرف به “گودی بزرگ” مرکز درفک رسیدیم که واژه زمین شناسی بین المللی آن (پولیه Polje) بوده و مختص کوههای آهکی ست .
خلاصه در حالی که لباسها و سر و صورت ما حسابی خاکی شده بود با راننده و دختر خردسالش که همراه وی بود ، جدا شدیم و راه قله را در پیش گرفتیم . هر چند مسیر باقیمانده تا قله آنچنان زیاد نبود اما حمل وسایل کار ما تا بالا قدری سخت می نمود. سرانجام با کمک هم مکان تقریبن دقیق قله را انتخاب کردیم و شروع به کندن زمین سخت آنجا و نصب تابلوی یادبود عزیزان نمودیم . پس از پایان کار از قله خاطره انگیز درفک سرازیر شدیم و به مکان قرارمان با “علی آقای جیپی” رسیدیم . با طی نمودن کل مسیر طولانی تا رستم آباد و با پرداخت تنها ۹ هزار تومان برای کرایه ماشین ، از علی آقا و دختر کوچکش جدا شدیم و به سمت رشت حرکت نمودیم .
در ۲۱ سال اخیر دیدن تابلوی برافراشته بر قله درفک ، بیانگر واژه های زیبایی همچون “ایثار و تلاش” است که بی شک “معلمانش ” دو زوج همنورد جان باخته در ۱۷ مهر ۷۷ بودند.

روزگارتان بی محنت / مسعود سلیم پور

همچنین ببینید

سلام لیلا جان

دیروز دوستان را فراخوانده بودی که بدرقه ات کنند. خیلی ها آمده بودند،در شرایط عجیب …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

*

code