خانه / فرهنگی / قلم همنورد / هزار راز نهفته در درفک !

هزار راز نهفته در درفک !

3

درد دلی دوستانه با اعضا و همنوردان عزیز:

ساعاتی پیش صعود مشترک گروههای کوهنوردی به مناسبت پانزدهمین سالروز حادثه درفک به پایان رسید و به نظرم صعود امروز از چند منظر برای گروه ما حایز اهمیت و نگاهی تامل برانگیز است . فارغ از اینکه نهاد  جوانی به مانند کانون کوهنوردان گیلان تا چه حد توانایی برگزاری مطلوب صعودهایی با ابعاد و اندازه این برنامه را داشته باشد یا نه ! و زمان برگزاری آن (یک ماه زودتر)  و تعویق یک هفته ای آن و حتی عوض شدن برنامه به منطقه ای دیگر در رجوع همنوردان و اعضای گروه  به این برنامه موثر بوده باشد یا نه ! مسئله بسیار مهمی که در برنامه امروز به چشم می خورد عدم حضور تعداد زیادی از اعضا و همنوردان  ما درآن بود که به نظر من نوعی پشت کردن دوستان مان با شناسنامه خود و تاریخ گروه محسوب می گردد . البته بدون رو در بایستی بگویم من به عنوان یک عضو گروه ، شخصن هیچ انتظاری از مشارکت بیش از نیمی  از اعضای اصلی و ۹۸ درصد از عضوهای افتخاری گروه را نه تنها در این صعود بلکه حتی کوچکترین فعالیت برای پیشبرد امور گروه ندارم .  دوستان عزیزی که تنها نماد کوهنوردی شان شده یدک کشیدن اسمی “یک پیش کسوت” و یا با تجربه (؟!)  یا بیان یک خاطره از دوران دور که مثلن فلان کار را در فلان سال برای گروه کردیم و از این حرفها !! .  البته هرکس حق دارد بنا به نوع برداشتی که از یک مقوله دارد ، در خصوص آن فکر نموده و نتیجتن عمل نماید. اما بی تردید مجموعه عملکرد ما در پروسه حرکت گروه نه تنها در دفتر قطور خاطرات تیلار ثبت می گردد بلکه زدودن آن نیز به سادگی میسر نیست !  

حال ، طرف صحبتم بیشتر با همنوردان بخصوص جوانی است  که در سالهای اخیر این ورزش را برای پرورش جسم و جان خود انتخاب نمودند تا شاید با پرداختن به آن در یک حرکت جمعی ، یک زندگی اجتماعی را تمرین نموده تا کمکی باشد برای زدودن برخی ناهنجاری های موجود در اجتماع از خود ! . در اینکه صعود سالانه به مناسبت حادثه درفک در شمار مهمترین صعودهای گروه در سال محسوب می گردد شک و تردیدی نیست واتفاقن راز ماندگاری آن حادثه نیز ریشه در مقولاتی دارد که امروزه ودر عصر وارونه ما در شمار ناب ترین خصایل انسانی بشمار می رود بنا بر این حفظ آن ارزشها و سعی در رشد و گسترش آن  نه تنها از وظایف ما به شمار می رود بلکه باید در حیطه اختیارات ما قرار گیرد.

به هر صورت دوستان عزیز جای بسیاری از شما در صعود امروز به مناسبت حادثه سال ۷۷ درفک خالی بود و اگر چه با ۲۱ شرکت کننده درشمار بیشترین افراد گروهها در جمع ۸۲ نفره برنامه بودیم  اما ندیدن تان در طول صعود کلی ما را به فکر فرو برد . پر واضح است پیشبرد یک کار جمعی در قالب گروهی به مانند تیلار با مخاطبین فراوانش و سلایق گوناگون کار ساده ای نیست و من مطئنم که هیچ یک از اعضای هیات مسئولین گروه اعتقاد به بدون عیب و نقص کار کردن خود ندارد و اگر در این میان دیدن برخی مسایل و نحوه پیشبرد کار گروه به قولی به مزاج تان خوش نیامد ، با طرح آن بر طبق اساسنامه گروه ، به کمک هیات مسئولین رفته تا بتوانیم برطبق آنچیزی که در مقدمه اساسنامه ما آمده با حفظ موازین تعریف شده در کوهنوردی در حد توان خود در “ترویج و رشد و گسترش”  آن موثر باشیم .

ارادتمند همه – مسعود سلیم پور / ۹۲/۶/۲۲

zp8497586rq

همچنین ببینید

” در قاب خاطرات “

درست در روزهای میانی مرداد سال ۷۹ بود که تصمیم داشتیم اولین بار پس از …

۷ دیدگاه

  1. با سلام به همه !
    در هفته های اخیر بر اساس آمارها و شواهد موجود ، رجوع به سایت گروه رشد قابل توجه ای داشته است و این را باید به فال نیک گرفت بی شک تک تک اعضا و همنوردان عزیز با ارایه نظر و پیشنهاد در مورد مسایل مختلف مطرح شده در آن در ارتقای کیفی و کمی آن موثرند . مقوله ای که باور کنیم در سطح منطقه هنوز در مرحله ی “طفولگی و شیرخوارگی” قرار دارد و اساسن یکی از راههای رشد و ترقی هر پدیده زنده و جمعی در ارایه نظرات گوناگون و تضارب آرای اجزای آن است و بی شک ما می توانیم با مشارکت نظری و عملی در شقوق مختلف کار گروه نقش بیشتری در رشد و ارتقای آن و کوهنوردی خود داشته باشیم .
    از آنجاییکه صاحب نوشته “هزار راز نهفته در درفک ” بودم ، اول از همه کسانی که در این خصوص توضیحی نوشتنند ، مراتب تشکر خود را اعلام می کنم و در مورد مسایل پیش کشیده شده توضیحاتی می دهم :
    ۱- آرش جان ، روند اجرایی برنامه سالگرد درفک از ابتدا تا کنون دچار تغییرات زیادی شده است که برخی از آن تغییرات شاید متاثر از گذر زمان باشد یعنی در آن سالهای ابتدایی با توجه به قولی گرم بودن حادثه ، افراد مختلف رغبت بیشتری به نسبت امروز برای حضور در برنامه از خود به خرج می دادند . ساده تر بگویم ، تعداد افرادی که برای مراسم سالگرد یک مرحوم در سال اول حضور دارند ، طبیعی ست که خیلی بشتر از افرادی باشد که مثلن برای دهمین یا پانزدهمین سالگرد همان مرحوم شرکت می کنند . اما این تنها یک شق قضیه است . من فکر می کنم آن همت و تلاشی که برای اجرای این برنامه در سالهای اول از طرف هیات برگزاری (نماینده گان گروهها) دیده می شد ، چند سالیست که کمتر دیده می شود . البته این بی رغبتی حتی در نزد نزدیک ترین افراد به آن حادثه دلخراش (حاضران در آن برنامه) نیز دیده می شود مثلن از ۱۴ فرد باقیمانده آن حادثه به زحمت به تعداد انگشتان یک دست در سالگردهای اخیر حضور دارند.
    البته به نظر شخصی من اگر چنین اتفاقی در بسیاری از استانهای کشور می افتاد ، آن روز به عنوان یک روز شاخص کوهنوردی در سطح کشور معین می شد و دستاوردهای بسیاری از آن می گرفتند که عدم تحقق چنین امری در اینجا به دلایل مختلف از قبیل چگونگی رشد و ترویج کوهنوردی در استان در سالهای اخیر ، بی عملگی شدید ما و به دنبال حاشیه رفتن بجای اصل قضیه را دنبال کردن باشد . البته من معتقد نیستم که برای حادثه درفک باید عزاداری نمود و یا از زنده یادان آن ، اسطوره هایی بی بدیل ساخت ! بلکه می گویم ما می توانستیم از بروز این حادثه و اتفاق در جهت رشد و اعتلای کوهنوردی استان مان بهره های لازم را ببریم . چرا که هم استان گیلان با توجه به جذابیت های ویژه اش و هم خود کوه “درفک” به عنوان معروف ترین کوه استان می توانست هرساله جمعیت قابل توجه ای از کوهنوردان را از سراسر کشور جمع نموده تا در جهت حل مشکلات ریز و درشتی که امروزه دیارمان در این خصوص با آن دست به گریبان است ، بر آییم . همین سالگردها تنها با یک اشاره و دعوت تلفنی ، “قدیر یزدانی ” ها و “محمد نوری ” ها را و بسیاری دیگر از بزرگان کوهنوردی کشور را در خود شاهد بود . اما ما سعی کردیم سال به سال آن را کوچک و کوچک تر نماییم . اگر نگاهی به سایت های کوهنوردی بیندازیم ، می بینیم در گوشه و کنار این سرزمین برای نکوداشت کوهها و ورزش کوهنوردی چه کار ها که نمی کنند که آخرینشان تشکیل یک ستاد مردمی برای توقف معدن کاوی در “کوه شاه ” کرمان بود . به نظر شما ما برای توقف ساخت تله کابین از کلاسیک ترین جبهه درفک “شیرکوه – لارنه – پهن دشت ” توانستیم حتی یک جمع ده نفره تشکیل دهیم . ؟! اینجا بیشتر ما بجای کار کردن عادت به حرف زدن داریم و دنبال حواشی رفتن !
    در خصوص صعود امسال ، آرش جان من نیز برایم بی معناست که شهریور ماه مراسم یادبود درفک گرفته شود ؟! مضاف براینکه تجربه دوساله اخیر نشان داده است که هیچ دستاورد جدیدی در مقایسه با مهر ماه برگزار کردن آن نداریم . در نتیجه چون برنامه شش ماهه اول “کانون ” پیش از ما و بسیاری از گروهها تدوین شد ، نتوانستیم آن تاثیر بسزا را در تغییر تاریخ تنظیمی داشته باشیم . در مورد تغییر مکان و کوتاه کردن زمان آن از دو روز به یک روز هم ، نظر گروه ما چیز دیگری بود . یعنی هیات مسئولین نظر به برگزاری دو روزه آن و در صورت کاهش زمان اجرای آن از مسیر شاه شهیدان (شرقی) به درفک بود . اما از آنجاییکه کوهنوردی گروهی یک ورزش به شدت متاثر از اجتماعی و تشکیلاتی بودن است که به نظر من از نکات برجسته و متعالی آن به شمار می رود ، بنابر این ما تنها یک رای در چگونگی اجرای آن داشتیم و باید به مانند گروه خودمان، در جمع های شورایی از رای متخذه اکثریت پیروی نمود . البته با حفظ انتقاد و نظر خود و بیان آن در قالب اصول تعریف شده آن نهاد ! .
    در مورد نیامدن اعضا در برنامه درفک که من در نوشته به آن اشاره کردم ، آرش جان این معضل یا چالش تنها منحصر به برنامه درفک امسال نیست . اتفاقن در تمام مراسم های یادبود درفک در همه سالها ، انتظاری که از شرکت اعضا و همنوردان داشتنیم ، خیلی بیشتر از آن چیزی بود که اتفاق می افتاد . بد نیست بدانیم امسال از جمع ۸۲ نفره این برنامه بیشترین شرکت کننده متعلق به تیلار بود . اگر چه من نیز اعتقاد دارم تعویق یک هفته ای آن و تغییر منطقه برنامه و یک روزه نمودن آن در عدم رجوع همنوردان در این صعود بی تاثیر نبود . من نیز منتقد این روش بودم اما با شرکت در برنامه در جلسه پایانی با حضور دست اندرکاران آن به ارایه نظر خود پرداختم . اما قرار نیست از آن به قولی “به زمین و آسمان ” مربوطش کنیم و برای خود دلیل تراشی و به نوعی فرافکنی (!) نماییم . درنهایت من نیر به مانند آقا بهرام معتقدم بررسی علل و ریشه های مسایل یک برنامه خاص یا افراد خاص صرفن منوط به ارایه یک نظر در فضای محدود سایت گروه نیست و خواهشم از شما و سایر دوستانی که در این مورد دغدغه دارند ان است که حتمن با شرکت در جلسات هیات مسئوالین و غیره به ارایه نظر جامع و شفاف خود بپردازید .

    ۲- آقای ملکی ، من فکر می کنم در توضیحاتی که در اوایل نوشته هایم در قسمت ۱ دادم ، به نوعی نگاه خود و انتظارم از این صعود را بیان کردم . به هر صورت در خصوص حادثه درفک و چگونگی برخورد گروه با آن همیشه این جمله به ذهنم خطور می کند که هیچگاه آرزو و خواستمان به اندازه تلاش مان نبود . یعنی مانند بسیاری از مسایل کوهنوردی در این مورد نیز آنطوریکه باید تلاش و زحمت نکشیدیم . بی تردید تقصیر و کوتاهی در این مورد از جانب خود (من) به عنوان معدود کسانی که از آن حادثه تا کنون به جا مانده و هنوز به قولی “سوسو” می زند اگر بیشتر از دیگران نباشد ، مطمئنن کمتر نیست !! .
    در مورد جمله ” فارغ از اینکه نهاد جوانی . . . ” من که شما را کمی متعجب نمود . اتفاقن به کار گیری آن جمله در آن متن حاکی از دفاع من از کانون بود . یعنی من گفتم : بگذریم از اینکه آن نهاد یا نمایندگان گروهها می تواند یا نمی تواند این کار را بکند ! . در نهایت نتیجه گرفتم با حفظ هر انتقادی باید در برنامه حضور داشت . یعنی تنها به شیوه تصمیم گیری نمایندگان گروههای کانون در مورد این صعود نقد داشتم و دارم . حال ، تعجب من ازجمله ” درست به مانند سالهای اولیه پس از حادثه ” از طرف شماست . یعنی شما معتقدهستید در سالهای اخیر به مانند آن سالها ، وقت و انرژی لازم برای پیش بردن این برنامه انجام می شود ؟ واقعن شیوه تصمیم گیری در انجام این برنامه “درست” به مانند سالهای اولیه بود؟ آقای ملکی ، بکار بردن “برخورد ناصحیح ما ” در اواخر نوشته تان مجددن متعجبم نمود . من در دو سال اخیر در همه برنامه های تنظیمی از سوی کانون حضور داشتم و گروه ما یکی از پر تعداد ترین شرکت کنندگان درمقایسه با سایر گروهها در میان صعودهای کانون بود . تا جایی که توانستم با احتیاط کامل و پرهیز از برخورد سلیقه ای در بیان نظراتم در مورد کانون ، سعی نمودم هر تاثیر سوئی از این منظر را از طرف خود دور نمایم . اینکه دیگران چه برداشتهایی می کنند ، مربوط به خودشان و سطح و میزان برداشت شان از قضایاست . اعتقاد راسخ من به لزوم ایجاد و وجود نهادهای مستقلی در کوهنوردی استان به مانند “کانون کوهنوردان گیلان” است و اینکه چرا تاکنون با وجود این اعتقاد به عضویت این نهاد موثر در نیامده ام ، فقط و فقط مربوط به میزان توانایی من و چگونگی حضور و عضویت در اینگونه نهادها یا گروهها است.

    در آخر با تشکر مجدد از همه عزیزانی که نوشته “هزار رازنهفته در درفک” موجب شد تا درنگ و تاملی در مورد این برنامه بکنند و پوزش از دوستانی که بیان نظراتم موجب کدورت شان شد، باقی بودن بقای همه را آرزو دارم .

  2. امسال اولین سالی بود که گیلان بودم اما در صعود درفک شرکت نکردم و بسیار از این بابت ناراحتم. اما مسعود جان من فکر میکنم ما خودمان در گروه تیلار تکلیف مان با این صعود روشن نیست . در پی اجرای این برنامه به دنبال چه هستیم. آیا می خواهیم بزرگداشتی برای رفقامان داشته باشیم ؟ آیا می خواهیم یادمانی از حادثه را برگزار کنیم ؟ آیا به دنبال اجرای سوگواره ای هستیم ؟ این ماجرا یکی دوسال است که ذهن من را درگیر کرده ، اگر خاطرتان باشد در شب صعود سال گذشته هم این موضوع را با شما درمیان گذاشتم. من فکر می کنم ما باید تصمیم مشخصی نسبت به ابن صعود های هرساله داشته باشیم و در نهایت خواست خود را شفاف و دقیق با سایر گروه های شرکت کننده درمیان بگذاریم و همچنین تصمیم مشخص خود را بگیریم.
    در چند سال اخیر شاهد بودیم که حتی بعضی از اعضای هیات مسولین هم در این صعود غایب بوده اند. من فکر می کنم با شفاف تر با این برنامه برخورد کنیم.
    نکته دیگر این جمله شما “فارغ از اینکه نهاد جوانی به مانند کانون کوهنوردان گیلان تا چه حد توانایی برگزاری مطلوب صعودهایی با ابعاد و اندازه این برنامه را داشته باشد یا نه ” کمی متعجبم کرد ، داشتن نگاه منتقدانه نسبت به کانون کوهنوردان گیلان حق شما و هر همنورد دیگریست اما شما بهتر از من می دانی صعودهای کانون هنوز توسط کمیته های آن و یا هیات مدیره اش اجرا نمی گردد بلکه سرپرستان گروه ها هستند که با ایجاد یک شورای سرپرستی این صعود را برنامه ریزی و اجرا می نمایند. درست مانند سالهای اولیه پس از حادثه . بهرحال بحث کانون در گروه ما همچنان یک مساله حل نشده است و بنظرمن نیاز هستش که وقت مشخصی برای یک بررسی دقیق از کانون بگذاریم.
    فکر می کنم برخورد ناصحیح ما باعث ایجاد سوتفاهم برای دوستان جوان و کم اطلاع مان می شو د که بعضن با بیان عباراتی که در شان کوهنوردی ما نیست اوضاع ما را پیچیده می کنند

  3. من با این تغییر برنامه به شدت مخالفم !!
    چرا باید کانون باعث بشه که ما برنامه ای که برای یادبود عزیزانی که از دست دادیم و به خاطر اینکه کانون نمیتونه در وسعتی که داره اجرا نتونه بکنه و گروه ما هم پیرو این موضوع پیش بره که این برنامه و اجرا شدنش با شرایط آب و هوایی که بود فکر نکنم برای تیلار اصلا مشکلی ایجاد می کرد و اجرا که نکنه هیچ !! تغیر هم بده این برنامه رو !!!!
    حتی کسایی هم که هم گام اون عزیزانی که از دست دادیم بودند با این موضوع و تحت تاثیر قرار گرفتن برنامه های ما پیرامون کانون مخالف هستند !!
    چرا توجهی نمی شود !!!

  4. khylii khobe ke dar nshast fasli onja bar rsi bshe elat nayoumdn aza dar barname na inke harfi zadh bshe bad ham faramosh bshe

  5. سلام
    با تشکر از آقا مسعود. همینطور که مشخصه چه در این محفل چه در فضای حقیقی، همه نگرانی مشترکی در خصوص کاهش حضور اعضا چه در برنامه ها و در سایر مشارکت ها داریم. خیلی خوبه که قبل از نشست ۶ ماهه، این صحبت های اولیه این جا شکل بگیره و در نشست بیشتر و کامل تر واکاوی بشه. یقینا بخش مهم این مساله، بررسی علل عدم مشارکت اعضا خواهد بود و راهکار هایی که ارایه می شود. چه خوب که بیشتر زمان را به ارایه راهکار بپردازیم. صحبت آقا مسعود تنها در خصوص یک برنامه درفک نیست! صحبت از تغییر سرپرستان متعدد در برنامه ها است. صحبت از گزینش کردن برنامه ها برای آمدن است. صحبت از شرکت اعضا در برنامه های خارج گروه و ترجیح دادن آن به برنامه های داخل گروه هست. گروهی که خودمان با اختیار خودمان به عضویتش در آمدیم.
    در خصوص برنامه درفک که به چرمکش تغییر کرد، بله من با آرش موافقم و در جلسه پایانی عنوان کردم که این برنامه در صورتی که برنامه داخلی خیلی از گروه ها بود بی شک تغییر نمی کرد به چرمکش! برنامه عمومی نبود که بخواد تغییر کنه! خوب تصمیمی بود که از تجمیع ۱۰ رای سرپرست گروها گرفته شد، حال اینکه رای گروهی که شرکت کننده ای در برنامه ندارد معادل رای سایر گروه ها است. و جالب اینجاست که چند سال بعد هم برای توجیه تغییر برنامه یادبود درفک، برنامه چرمکش امسال رو مثال خواهند زد!
    در نهایت فکر میکنم صحبت کردن در خصوص یک برنامه خاص یا افراد خاص بحث رو به بی راهه میبره. بحث جامع تر لازمه و امیدوارم در نشست پیشنهادای خوبی ارایه بشه.

  6. نسرین اسرافیلیان

    با سلام . اول می خوام از دوستانی تشکر کنم که که وقت می گذارند و حتا بعد و بیرون از برنامه هم با گزارش یا تجزیه و تحلیل آن باعث می شند که نکات مهم و بعضن ثاثیرگذار در کوهنوردی و می شه گفت در زندگی فردی و اجتماعی برجسته تر بیان بشه تا دست آوردی بشه برا آینده . و بعد از دوستان دیگه که این مطالب را می خونند و بازخورد اندیشه هاشونو بیان می کنند که این تصادم افکار و ایده ها هم به نوبه خودش می تونه تاثیری به سزا در رش د و ارتقای خودمون و جامعه ی کوهنوردی مون داشته باشه حتا اگه فقط یه تشکر باشه که میشه یه پیام واسه نویسنده که”مطلبت را خوندم و تاثیر گرفتم یا تایید کردم”.

    آرش جان منم کاملن با نظر تو موافقم و تا جایی که می دونم این نظر در جلسه ی پایانی همون برنامه هم عنوان شد که امیدوارم برا سال آینده تو برنامه ریزی سالگرد این حادثه مورد توجه کانون که متشکل از گروه های کوهنوردیه و به نوعی نماینده ی بنیه ی کوهنوردی استانه قرار بگیرد. بایدتوجه کنیم که برای این صعود برنامه ریزی بهتر و جانانه تر ی لحاظ بشه. این حادثه در تاریخ کوهنوردی استان ریشه کرده و می تونه هرساله انگیزه ی حضور قوی خیلی از کوهنوردان استان و سراسر کشور باشه.
    اما آرش عزیز ! به نظر من اگه هم نسبت به چگونگی اجرای برنامه ای انتقاد داریم این عذر موجهی برای عدم حضور در اون برنامه نیست. همانطور که در بالا اشاره کردم در جلسه ی پایانی همین نظر تو به زبان دیگه ای توسط بهرام عزیز مطرح شد . پس با حضور خودمان میشه تاثیر مثبت بگذاریم و تازه بعد از اعلام نظر هم باید پیگیر بود تا اعمال نظر بشه اگه خودمون را محق احساس میکنیم. با سپاس (نسرین)

  7. salam agha masud doroste ta hadi harfaton ama ta alan shodh fkr konid ke chera ye zamani bara hadese durfak 400 nafar az sarasar iran shrkt mikrdn ama alan 82 nafar?? bad hadese durfak yadbodsh zamansh.. to durfak bayd bashe na jaye dige mantghe dige.