
در یک صبح زیبای اوایل آذرماه با ۵۲ نفر از اعضا و همنوردان گروه توسط سه دستگاه مینی بوس به طرف جنوب گیلان و ناحیه اسکلک به راه افتادیم . زمانی که به انتهای روستای “توسارود” یعنی مبدا صعود ما در آن روز رسیدیم ، هوا هنوز تاریک روشن بود که با شروع ورزش ابتدای برنامه و صحبتهای سرپرستی و معرفی منطقه ، روشنایی صبح کم کم از آن سوی دره سفیدرود خود را نشان داد و جلوه ی ویژه ای داشت .
ساعت ۷/۲۰ صبح در صفی منظم و در جهت شمال غربی از انتهای روستا و از مجاورت مسجد آن حرکت کوه پیمایی خود را شروع کردیم . تمام سطح زمین از برگهای رنگارنگ پاییزی پوشیده شده بود و این زیبایی منطقه را دو چندان می نمود . در مسیر حرکت ما انواع درختانی که در ارتفاع پایین جنگلهای موسوم به “هیرکانی” می رویند مشاهده می شد از قبیل : مازوی ارتفاع پایین ، توسکا های بلند و زیبا ، اولس ، انجیر ، ازگیل ، انار و . . . . بعد از یک ساعت کوه پیمایی در مسیر راهی پا کوب که پوشیده از برگهای پاییزی بود به منطقه ای مسطح با چمنزاری زیبا و چشمه آبی در کنار آن و یک کلبه مخروبه و چند درخت میوه رسیدیم . با مشخصاتی بیشتر شبیه به یک نقاشی دوران کودکی از طبیعت . قدری استراحت نمودیم و غذایی هم خوردیم . مسیر حرکت همچنان در جهت شمال غربی بود که گاهی به غرب تمایل داشت . حوالی ساعت ۱۰/۳۰ صبح بود که با عبور از یک شیب نه چندان تند ، به بالای یکی از یال های اصلی کوه “صیقل گوراب ” رسیدیم که از این نقطه ادامه مسیر با گرایش ۹۰ درجه ای به چپ و در جهت جنوب غربی قرار گرفت و از طریق راه پاکوب پهن تر و مشخص تری به سمت قله رفتیم . پس از نیم ساعت صدای چند سگ حکایت از رسیدن به یک قرارگاه چوپانی می داد . همینگونه هم بود . گوسفندانی فربه و زیبا به همراه بره هایی که دیدن شان کلی موجب شادی همنوردان شده بود و البته چوپانی سخت کوش و مهربان . از این نقطه مسیر حرکت ما کاملن جنوبی بود و از روی یالی جنگلی صعود را ادامه دادیم و سپس شیبی دیگر و درپی اش یالی دیگر . آنقدر رفتیم تا به بلندترین نقطه خط الراس طولانی “صیقل گوراب ” رسیدیم و ساعت ۱۲ ظهر بود . چند عکس به یادگار با پرده گروه گرفتیم و دسته جمعی سرود قله خواندیم . به دلیل فقدان چشمه آب در محدوده قله ، به توصیه سرپرست برنامه ، پس از ۴۵ دقیقه ای که از قله پایین آمدیم البته از راهی غیر از راه رفت ، در کنار چشمه ای کوچک برای خوردن نهار توقف کردیم و سپس برنامه های فرهنگی متناسب با فصل یا ماه صعود برگزار شد . راه برگشت ما از میان یک شیار پهن که دو طرفش را یالهای جنگلی در برگرفته بود ، می گذشت . از طریق همین راه ساعت ۱۶ عصر به محل صبحانه ما در صبح رسیدیم . برای اجرای جلسه پایانی توقف نمودیم و تقریبن ۴۵ دقیقه در خصوص محاسن و معایب برنامه صحبت کردیم . با خوردن یک چایی که زحمتش را کمیته تدارکات کشیده بود ، راهی روستای “توسا رود” شدیم و پس یک ساعت به آن رسیدیم . خوشبختانه هر سه مینی بوس ما آنجا بودند و ما شادمان از اجرای موفق یک صعود جدید در منطقه ای بکر و زیبا با سرپرستی خوب آقای سهند پرویزی ، راهی شهر رشت شدیم .
کمیته فنی گروه کوهنوردی تیلار رشت